ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )
43
مازندران و استرآباد ( فارسى )
اين بازارها كه گور آب ناميده ميشوند ، محلى است كه هفتهاى يك بار در آنجا بازار خريدوفروش برقرار مىشود . ولى روزهاى ديگر به كلى از جمعيت خالى است . اين بازارها فقط در گيلان و مغرب مازندران تشكيل مىشود و بنابرسم و عادت فاصلهء آنها بايد دستكم تقريبا يك فرسخ باشد . پس از يك ساعت حركت سواره از كوچصفهان به رشت آباد كه در ساحل چپ سفيد رود واقع است رسيديم از آنجا تا لاهيجان دو فرسخ راه است . بعد از عبور از گيو دره يا سياهرود از روى پل آجرى نزديك گو كه در جوار دهكدهء تجن گو كه گذشتيم و بناى امامزاده على غزنوى را كه از اولاد امام جعفر بود مشاهده كرديم . رودخانه تند شيمرود كه از كوههاى ديلمان سرچشمه ميگيرد و به سفيد رود ميريزد از زير پل آجرى بلندى ميگذرد كه زاويهء رأس آن حتما از سى درجه بيشتر نيست . اين پل داراى دو اطاق بزرگ در وسط و يك طاق كوچك در طرفين است و پس از عبور از سرخواى كه نهر خيلى كوچكى است ولى از آثارش چنين استنباط مىشود كه سابقا پلى داشته است ، ديرى نگذشت كه ما از رودخانه لاهيجان عبور نموده وارد خود شهر شديم . در لاهيجان مانند لنگرود وقتى كه زنها در كوچه به شخص با نفوذى برميخورند روى خود را به ديوار مىنمايند . اين حركت هم علامت احترام و هم نشانه حجب و حيا از طرف ايشان است . 17 نوامبر 24 ميل - موقع عزيمت از لاهيجان از سبزه ميدان كه استخرى بزرگ داشت عبور كرديم و به طرف مشرق رهسپار شديم . بعد از نيم فرسخ راه بامامزاده باشكوه شيخانهبر كه گنبد كاشى آبى رنگ داشت رسيديم جاده از دامنهء تپههاى كوتاهى تا ليله كوه امتداد داشته و رودخانهء آن پر از درختان و شمشاد بود . در حدود هفت ميلى لاهيجان در طرف راست جاده باز تپههاى كوتاه پردرخت و ديوارهاى سنگى است و جنگل و مزارع برنج و توتستان كه گاهى با تلمبارها يا